از همه دوستان عزیزی که میل به تبادل لینک دارند خواهش می کنم اطلاع بدن تا اقدام بشه.
سلام...
بی مقدمه می رم سر یه غزل مثنوی«که میشه گفت آخرین نوشته مه برای اولین سلام.»
این شعر هم به اسم تو آغاز می شود
در می شود و روبرویت باز می شود
وارد شو صندلیت کنار بخاریست
با دیدنت همیشه دلم باز می شود
قلبت سیاه می شود و سایه می شوی
و سایه تو دخترکی ناز می شود
قد می کشد ملودی کفش تو روی فرش
با دنگ ـ دنگ قلبم هم آواز می شود . . .
تق ـ تق ، دلم گرفته کنار تو نیستم
هی قلب می شوم که برایت بایستم
هی دست می شوم و بغل می کنم تو را
پـا می شوم قـدم بزنم با تو بی هوا
لب می شوم و روی لبت خانه می کنم
هر شب سیاه موی تو را شانه می کنم . . .
هـر شـب سیـاه . . .
می پرم از خواب نیستی
باور ندارد این دل بـیـتـاب نیسـتی
بودن ولی بدون شما غیر ممکن است
بانو تحملش به خدا غیر ممکن است
سختـست تا همیشه دنیا ندیـدنـت
بانو ! چطور سر بکنم با ، ندیدنت.
می خواستم به عشق شما زندگی کنم
حالا که نـیـسـتیـد چرا زندگـی کنم
حالا که نیسـتیـد ، تفاوت نمی کند
از غصه تان بمیرم ، یا زندگی کنم
دیدی تمام عمر نفس می کشیدمت
رفتی که در نبود هوا زندگی کنم
باور نمی کنید که نوعی تناقض است
پیش شما نبودن با ، زندگی کنم .
ترجیح ی دهم که کسی راحتم کند
وقتی قرار نیست تو را زندگی کنم . . .
نقطه .
تمام .
می ترکد مغز یک نفر !
اسفند ۸۴
|
+| نوشته شده توسط
جواد شیر علیزاده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385
|